وای امون ز شام
آن زمان که سر عمو افتاد
دست و پايم عجيب ميلرزيد
من سپر بر سر ِ عمو شدم و
اين همه زخم سنگ مي ارزيد

لاله هايي که بر تنم دارم
خبر از تازيانه ها داشت
کوفه شهري با سنگ هاي زياد
به سر ِ بام ِ خانه ها داشت
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط کربلایی ...
|
زنجیر برام بیارید تا که بدونه مجنون