مهم ...
دوستان عزیز لطفا دیگه اینجا کامنت نذارید ، این همه متن نوشتم که بدونید از این به بعد
این وبلاگ فعالیتی نمیکنه و به جاش وبلاگ دیوانگان امام حسین (ع) فعال خواهد بود .
پس وبلاگ جدید رو لینک کرده و از امروز کامنتهاتونو اون وبلاگ بذارید . ممنون
دوستان عزیز لطفا دیگه اینجا کامنت نذارید ، این همه متن نوشتم که بدونید از این به بعد
این وبلاگ فعالیتی نمیکنه و به جاش وبلاگ دیوانگان امام حسین (ع) فعال خواهد بود .
پس وبلاگ جدید رو لینک کرده و از امروز کامنتهاتونو اون وبلاگ بذارید . ممنون
سلام گرم من به وسعت همه ي روزهاي انتظار مولا تقديم دوستاني که وجودشان به نوشته هايم
معنا بخشيده . دعاي همه ي لحظه هاي سبز من بعد از ظهور ، سلامتي براي شيعيان ، دوستان
و عزيزاني ست که همه شان هرکجا که هستند ، آشناي منن ، در قفسه ي سينه ي همه ي مان ،
حسينيه اي ست که ذکر حسين حسينش گوش دشمن را کر ميکند ، همين است دليل آشنايي مان .
امروز بهانه ي نوشتن نه سالگرديست و نه مناسبتي ، تنها مثل هميشه تشکر از شما و سپس در
ميان گذاشتن يک تصميم با شما . 7- 8 سالي ست که وبلاگ نويسم ، استارت وبلاگ ديوانگان
امام حسين و وبلاگ اختصاصي کربلايي حسين با فاصله ي دوسه ماه زده شد . سال 84و 85 .
که به همراه دوست عزيزم با نام مستعار : کربلايي مست حيدر . در شرايطي که adsl نبود و
فتوشاپ هم به اين صورت بلد نبوديم يا بهتره بگم هيچ کس استفاده نميکرد درکنار هم نوشتيم و
نوشتيم و به روز کرديم . تااينکه شرايط زندگي باعث شد کربلايي مست حيدر ، مسئوليت کامل
اين وبلاگ را به من بسپارد ، مدتهاي زيادي ست که بنده ي حقيردرکناروبلاگ خودم ،ديوانگان
امام حسين با همه ي تلاش وبلاگ کربلايي حسين را نيز به روز ميکنم .
تا اينکه به اين نتيجه رسيدم تا دست به يک عمل عقلاني و منطقي تر بزنم و آن يکي کردن اين
دو وبلاگ باهم بود . زيرا مسئوليت دو وبلاگ کاملا مُجَزا با اين همه حجم کاري بسيار سخت
است و من توانستم حدود 4سال اين کار را انجام بدهم اما امروز ديگر دليلي نمي بينم که اين
دو وبلاگ جدا از هم ادامه پيدا کنند يا يکي به دلايل خاص شرايطي تعطيل شود . براي همين
شروع ماه پُر برکت رمضان را به فال نيک گرفته و بنا را بر اين دارم که از اين به بعد و طي
روزهاي بسيار نزديک بقيه ي فعاليت وبلاگ ها از دو وبلاگ به يک وبلاگ تبديل و با کيفيت
بهتر نوشتن و به روز کردن وبلاگ را ادامه بدهم ، تا آنجا که توان دارم و اجازه ي قلم زدن .
پس مطالب آينده ي وبلاگ کربلايي حسين به وبلاگ ديوانگان امام حسين (ع) انتقال پيدا کرده
و مطالب مربوط به کربلايي حسين را نيز آنجا دنبال خواهيد کرد . اميدوارم اين روند کار به
کيفيت و جامع شدن عکس ها و مطالب وبلاگ کمک کرده و تا روزي که در خدمت شما در
اين وبلاگ هستم با سربلندي و انرژي به نوشتن ادامه دهم .
و از پيشنهاد ها و انتقاد هاي سازنده ي شما نيز براي بهبود بخشيدن به روند کار استفاده کنم .
از آنجا که هميشه دنبال بهترين ها براي وبلاگم بودم هنوز هم هر تصميمي ميگيرم براي بهتر
شدن وبلاگ است و بس . و از آنجا که هرگز بي گدار به آب نميزنم با توکّل به خدا و قرآن
و تفأل به ديوان حافظ چنين دريافتم که امروز هم بدون ناديده گرفتن عقايد شخصي ، تنها به
خاطر وبلاگ اين تصميم را گرفته ام . اميدوارم در اين راه کنارم باشيد.
در انتها از همه ي شما دوستان کمال تشکر و سپاس را دارم . دعايم کنيد ، دعاگو هستم


بال جبرئیل با پرش خوب است
آسمان با کبوترش خوب است
عاشقان مثل ابر بارانند
از همه چشمها ترش خوب است
به گرفتاری ام نگاه مکن
جاده ی عشق آخرش خوب است
گر چه طفل پسر نمک دارد
ولی این بار دخترش خوب است
از همه دختران هر آنکس که
رفته باشد به مادرش خوب است
بهر بالا نشینی خانم
شانه های برادرش خوب است
یا صاحب الزمان!
ای آرامش قلبها، ای که دیده هایمان خشکید از نگریستن به جاده ی آمدنت ..
دلهایمان تنگ شد نه! نه! دنیایمان تنگ شد، تنگ شد از نیامدنت ..
خداوندا به تو پناه می بریم اگر ما دلیل نیامدنش هستیم ، اگر ما با گناهانمان از او، از راه او
فاصله گرفته ایم
خداوندا پر بار کن جمعه ی پیش رو را از آمدنش و از بویش ...
خداوندا ورق بزن این دوری تلخ را و لحظه ی دیدار را صفحه ی این جمعه قرار بده...
مهدی جان، اقای ما ،سرور ما، ما را ببخش با ان قلب مهربان و دریاییت ای معنای همه
خوبی ای زیبای ما ما را ببخش که آمدنت را به تاخیر انداخته ایم ما را ببخش ببخش ....

آقای من..
دلبر من ...
هر شب جمعه به امید دیدار تو روح و قلبم رو جارو می کنم
می ترسم می ترسم اقای من می ترسم روزی بیایی و در قلبم را بکوبی که قلبم خطا کرده و
با گناه جای تو رو پر کرده باشد..!!
ای عزیزی که سرورمان علی (ع) در مورد تو در حالی که بر سینه اش دست میگذاشت
می گفت که چقدر دوست دارد تو را ببیند!!
یا ابن الحسن .. ای تجلی خدا...
نیاز دارم به دیدنت...
سلام بر تو زمانی که نماز میخوانی و سلام بر تو زمانی که قنوت میکنی....
سلام بر تو هنگامی که رکوع میکنی و سلام بر تو هنگامی که سجده میروی...
آقاجان با آمدن تو حتی نماز هم زیباتر می شود.
آقاجان بهشت من انجاست که تو باشی و خوشبو ترین عطر بوی پیراهن توست...
سرور من ما به امید آن روزی نشته ایم که تو با آمدنت بهشت را و خوشبو ترین عطر
را برایمان بیاوری و از همه اعلی تر وجود نازنین خودتان را....
قد دلجویش به شاخه شمشاد میماند؛ سایهگستر و پربار. جام چشمهایش چون شط شراب است
، زلال و درخشنده تر از آفتاب. کمال ابروانش به رعد شباهت دارد؛ به ستیغ کوه. طره
مشکین گیسوانش، شاخه طوبی را به یاد میآورد؛ سبک و رها چون موج. حُسن
یوسف در مقابل طوفان زیباییاش، پیراهن درید و شاهدان عالم قرب،از شکوه
وجودش، پای در گل ماندند و خوبرویان دل بُرده از جهان، انگشت حیرت
خویش را به بهای ترنج بریدند.اما این زیبایی صورت، حجابی است تا
آن سرغیبیه، مکتون بماند و این ظاهر خَلقی، آن باطن خُلقی را
پرده داری میکند. صدف را دیدهاید که با همه زیبایی و
شگفتیاش، محزون مروارید است؟ این کوثرنشان
حیدرینسب، در جمال لم یزلیاش، آیینهداری
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را میکند،
اما تو در تعلق و تعیین این جلوه
و جذبه ظاهری نمان.

پشت این آیینه هزارجلوه، وجود صیقل یافتهای است که بیش از همه، بر حقیقت پنهان محمدیه
صلیاللهعلیهوآله نزدیک است . بیجهت علی اکبر صلیاللهعلیهوآله را پیامبر دوباره آل اللّه
ننامیدهاند؛ تو بهانه این نسبت را در ظهور عینی او جستوجو میکنی، اما دلیل، در
حضور غیبی اوست. چارهای نیست! تو نیز برای یافتن آن نور پشت دریاها،
باید در وجود حضرتش غرق شوی! .
تقویمم را برمیدارم
و مینویسم
روی این صفحات
سوم شعبان > والشمس وضحیها
چهارم شعبان> والقمر اذا تلیها
پنجم شعبان > والنهار اذا جلیها
نور علی نورند
این روز ها
.jpg)
آنقدر در قنوت،
قشنگ دستانش را به آسمان می گرفت
که خدا برای خودش برداشت
دستان عباس را
.jpg)
ماه میلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه میلاد سه ماه عالمین
سید سجاد و عباس و حسین (ع)

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان
از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد . بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا
انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض؛جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛
معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و
انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول
روحی ؛ مردم مادی بت پرست را به مبدا آفرینش راهنمایی کردو از
کردار زشت برحذر ساخت وبه نیکویی دعوت نمود.پیامبر (ص)
پیروان خود را به این منقبت ستود که شما بهترین امت
من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای
قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .
رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه
مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و
سالها بعد در مدینه حکومت
اسلامی را تشکیل داد .

دی وی ودی های مراسمات ایام فاطمیه کربلایی حسین در مؤسسات آماده فروش هستند
ضمن این که دی وی دی مراسم شام شهادت امام هادی (ع) در لواء الزینب قم با نوای
کربلایی حمید علیمی و کربلایی حسین هم در مؤسسات موجود است.
چند تیکه از مراسمات فاطمیه + مراسم شام شهادت امام هادی (ع) برای دانلود گذاشته شده
برای دانلود مراسمات روی اسم فیلم کلیک کنید .
جلسه شب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام با بیت الزهرا محفل حیدریون بندرانزلی
زمان : سه شنبه 14 خرداد 1392
ساعت 21
مکان : بندرانزلی - کلیور - روبروی جهاد سازندگی - حسینیه شهید اکبر عباسی غریب
با نوای : کربلایی حسین عینی فرد و کربلایی محسن داداشی

می گویم : یا باب الحوائج ! و قنوت دست هایم، پر از یاد تنهایی ات می شود، تنهایی!
یه تشکر ویژه ازهمه عزیزانی که ۷سالگی وبلاگ رو تبریک گفتند
دعاگوی همه عزیزان هستم ، ملتمس دعایتان : کربلایی

بسم رب الحسين عليه السلام
شکرخدا که بالاخره به هفت سالگي وبلاگ اختصاصي کربلايي حسين عيني فرد پا گذاشتم . از
روزي که نوشتن وبلاگ شروع شد نظاره گر همه ي لطف و مرحمت اهلبيت بودم . زيارت
پشت زيارت بود که نصيبم ميشد و چشمم جاهايي را ديد و جسم و روحم جاهايي را زيارت کرد
که هنوز خيلي ها آرزوي زيارتش را به دل دارند . من به همه ي نوشته هايم ، در وبلاگ ايمان
دارم . همه ي تلاشهايي که کردم به ثمر نشست و حالا نه حس رقابت دارم نه حس مسابقه دادن
، نه دشمني کردن ، از اول هم چنين نبودم .
هروقت طوفاني وزيد ميدانستم بعدش يقينا هواي خوبي را تجربه خواهم کرد .شايد به واسطه ي
همين وبلاگ امام حسيني بودنم رابا هيئت رفتن کامل کردم ،هميشه آرزوداشتم امام حسيني باشم
نه هيئتي . حالا به واسطه ي امام حسيني بودنم هيئت مي روم . هيئت ها مديون امام حسيني ها
هستند نه مديون هيئتي ها . هرچه اعتبارو وقار هيئت دارد اول از نام ارباب و دوم از آنها که
خالصانه ارباب را دوست دارند گرفته .

شکرخدا که اين وبلاگ هرروز مرا با تجربه تر و پخته تر کرد ، دشمن و دوست را نشانم داد
و در 7 سالگي وبلاگ عاقلانه تر و منطقي تر قلم ميزنم . فهميده ام شايد وبلاگ اختصاص به
نوکر امام حسين دارد اما هرگز وبلاگم بيمه نميشد مگر به ياد ارباب و به ياد شهدا ، الحمدالله
که هم به ارباب نزديک تر شدم هم به شهدا . آن روزها که شروع کرده بودم نوشتن وبلاگ را
، داغدار رفتن سيد جواد بوديم . آن روزها اصلا مثل اين روزها نبود ، هيچ چيزش . نوشتم و
نوشتم و نوشتم ... آن روزها کربلايي حسين 25 ساله بود و امروز 32 ساله .

روزگاري گذشت بر همه مان . خوشحالم که با تمام مسائل حاشيه اي ، امروز همچنان هستم نه
در ميانه راه بلکه بر فراز قلّه . فتح کردم ، همه ي زيبايي هاي ارباب را ، همه ي لطفش را ،
همه ي آنچه را که بايد ميشد سرمشق براي نوشتن ديگر وبلاگها ، گاهي به هرکدام شان که سر
ميزنم ميبينم که سرمشق هايم را تا آخر نوشته اند امروز .
از همه ي دوستاني که وبلاگ را حمايت کردند ، سر ميزنند و بي معرفتي مرا نسبت به کامنت
گذاشتن در وبلاگشان ميبخشند ، تشکر ميکنم . از دوستاني که تجربه هايشان را در اختيار من
گذاشتند تشکر ميکنم . امروز که به اين سال از فعاليت وبلاگم رسيدم چون ديگر کسي را نه در
حّد دشمني ونه در حّد رقابت وبلاگم نميبينم تنها مينويسم که از دوستان کم لطف نيز تشکرميکنم
چون قسمتي از موفقيت هايم را مديون آنها هستم . آنها بودند که با رفتارشان به من يقين دادند :
" تا موفق و قوّي نباشي کسي به توحسادت يا دشمني نميکند " و " اگر دشمن داري مطمئن باش
که در کارهايت موفقي " . حال ديگر از خدا جز خودش هيچ چيز طلب نميکنم .
هر کاري در حّد توانم بود انجام دادم ، هيچ حسرتي در دل ندارم ، اگر همين امروز هم وبلاگ
را ببندم وبرم ، ميدانم که نام وبلاگم هميشه زنده خواهد ماند . ميدانم اگر روزي بروم ، کسي
نمي تواند بگويد : کم آورد که رفت . چون تمام 7سال زيادي هم آوردم که کم نياوردم . رفتن
هميشه هجرت وجدا شدن نيست ، جا به جا شدن است . بدان معنا که شايد زندگي شکل ديگري
به خود گرفت و در چهارچوب وبلاگ نويسي ديگر جايمان نشد و محيطي فراتر از اين نيازبه
بودنمان داشته باشد . در حّد نصيحت نيستم پس توصيه ميکنم : امام حسيني باشيد ،مداح پرست
نباشيد ، مداح دوست باشيد ،هيئتي نباشيد ، اسير دل واحساسات ديگران نباشيد ،تحت تأثيربغل
دستي هاتون به سر و سينه نزنيد ، سرتونو براي نشون دادن خودتون درمجالس اهلبيت نشکنيد .
شور با شعور داشته باشيد . در لباس مذهب و دين و هيئت از راه راست منحرف نشيد .
براي نوشتن وبلاگ مسابقه نذاريد ، اصل کاري اول بالاي سرمونه ، دوم تو عراق ، سوم تو
سوريه . پس حواستون به اين سه جا باشه ، نه به قلم وبلاگ من و دوستانتون. امانت دار باشيد
وبا گذشت ،راز دار باشيد ومتعصب .توي خودتون بگرديد ببينيد اين همه خصلت خوب اهلبيت
دارند چندتاشون رو شماها پيدا کرديد از اين همه هيئت که رفتيد . سرلوحه تون امام حسين پسر
حضرت علي و حضرت زهرا ست يا کربلايي حسين عيني فرد پسر حاج غلامرضا ؟ ! شبهاي
پر برکت را از دست ندهيد ، ماه هاي رجب و شعبان و رمضان را همچنين .
از همه ي عزيزان التماس دعا دارم ، در بهترين حالات دعا به يادتونم ، شما هم گاه گاه يادم کنيد
در لحظه هاي نور . یـــــاحیدر

وقتی كه رفت معجـر زینب كبـود بود
وقتی رسیـد، گیسـویـش اما سپیـد بود
وقتی كه رفت كوه مصیبت به شانه داشت
وقتی رسیـد مثل همیشـه رشیـد بود
جای تمام دختـركـان تازیـانـه خورد
طوری كه زنده ماندن زینب بعید بود
تاریخ شاهد است همان خطبه های او
تنها دلیل مرگ زمــام یزیـد بود
این بی عقیدگی است بگویم وفات كرد
ام المصائب است و یقینـاً شهید بود

+ زینبــــ شدن بـہ این سادگی ها نیست ...

آن روز که در سایهسار بلند شکیباییات ، درد تکیه زد و غم صبورترین شانه و مطمئنترین
قلب را در ازدحام خون و عطش و تازیانه یافت، ما به توانایی «زن» ایمان آوردیم و اندیشه
بیبنیاد «ضعیفانگاری» زن را برهمه کج اندیشان آوار دیدیم . آن روز که از ساحل گودال
گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن میگسترد، هیچکس تو را شکسته ندید.
آنان که حماقت خویش را راست ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار میکشیدند، زنی را
دیدند که راستقامت میدوید؛ اگر هم خم میشود، برای بوسه وداع بر حلقومی بریده و نشاندن
پیکری است، ۳۶۰ زخم خورده در مقابل چشمهای خدا که : « خدایا قربانی آل محمد(ص) را
بپذیر!» در آفتابیترین مشرق هستی گودال قتلگاه هیچکس افول صبوری زینب(س) را ندید.
هیچکس در آن لحظه که همه هستی میشکست و همه ذرات میگریستند و پشت آسمان خمیدهتر
میشد، ضعف در سیمای حضرت زینب(س) ندید. .
حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمیتابد. هیچکس نیست که بیقراری اشکها را در
مرور غمهای زینب(س) پشت پلکهایش تجربه نکند. هیچ عاطفهای نیست که شنیدن آنچه بر
زینب(س) رفت، طوفانیاش نکند.چهار ساله بود که در افق نگاهش، آخرین روزهای زندگی
پیامبر غروب کرد. هنوز سایه سنگین غربت پیامبر از دیواره قلبش دامن برنچیده بود که در
شبانگاه درد در غریبانهترین تشییع، گلبرگ پاییز زده پیکر مادر را در گمنامی کاشت و در
اندوهی بیصدا به خانه بازگشت. تنهایی پدر، دردهای پنهان و ناگفتنى، خار خلیده در چشم
و استخوان نشسته در گلو، زینب(س) را میگداخت. در خانه بی زهرا(س)، همه خاطرات
مادر را مرور میکرد. میدید که سر بر دیوار، غریبانه میگرید و سر در چاه، آه میکشد
و با تصویر خویش که در پرتو ماهتاب بر آب افتاده، دردهای سینهسوز را بازمیگوید. هنوز
سیسالگی را سپری نکرده بود که در آستانه در برایش هدیهای سرخ از مسجد آوردند. پدر
قربانی عدالت خویش شده بود و خلاصه سیاهی در ناجوانمردانهترین ضربت، آفتاب را در
غدیری از خون نشانده بود. دو روز که از ثانیههایش به درازای قرنها گذشت، چکهچکه
على (ع) بر دامان زینب (س) چکید و زخمی که چشم بر چشم زینب(س) داشت، با دختر
حدیث رفتن میگفت . دو روز تیماردار پدر بود . با نظاره مرغکانی که شیون میکردند ،
هرگاه سرِ راندنشان داشتند، زمزمه پدر برمیخاست که: «مرانید، نوحهگرند.»
خوان چهارم، زهرآبههایی است که تشت را آذین میبندد. پارههای جگر برادر و خیانت
نامحرمترین محرم بر سیمای رنگپریده حسن(ع) لبخند میزند و زینب(س) میبیند که لخته
لخته برادر در تشت فرو میچکد. و بعد هیچ چیز نمیتوانست زینب (س) را از پای درآورد
جز کــــــربـــلا .
میلاد مرتضی اسدالله حیدر است
جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است
زوجی برای فاطمه حق آفریده است
این زادروز همسر زهرای اطهر است
با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی (ع)
جای ولادتش حرم خاص داور است؟

گفتم ز چه کعبه را به عالم شرف است
وان خانه مطاف اهل دل صف به صف است
گفتا که گهر مایه ی ارج صدف است
این عاصمه زادگاه میر نجف است

بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات
بر آینه ی علی اعلی صلوات
هم مولد اصغر است و هم روز جواد
بر کرب و بلا و طوس یک جا صلوات

لیلة الرغائب اولین شب جمعه ماه رجب است و در وصفش فضیلت های بسیاری را برشماردند.گویند در
این شب درهای رحمت الهی به سوی زمینیان گشوده شده است و عرشیان همه آماده اند تا در بزم دعا
و نیایش زمینیان حضور یابند.پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من
است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

من رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید
دعاگویتان هستم
ياد گرفتم که :
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند.
2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند .
3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود
4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم

جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ فرصتی گرانبها دست داد بعد از مدتها زائر عبدالعظیم حسنی در
ری باشم . هوای خوب بهاری و نسیمی که می وزید ، روز خوبی رو رقم زد ... وارد حرم
که شدم با صحنه های زیبایی مواجه شدم ، تمام صحن پر از گلدان های رنگارنگ بود ، که
زیبایی خاصی به حرم بخشیده بودند . نشستم رو به گنبد و با آقا درد و دل کردم ، برایش از
دلتنگی کربلا گفتم ، اینکه زیارت ایشان مانند زیارت ارباب است .
" من زار عبدالعظیم بری کمن زار الحسین "ع" بکربلا "

جای همه شما خالی بود ، اما دعاگویتان بودم
.
.
.





دسته عزاداری شام شهادت امام هادی علیه السلام در قم
از بیت النور به سمت حرم حضرت معصومه سلام الله
سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
ساعت ۱۸ عصر
با نوای مادحین عزیز :
حاج حسن خلج ، کربلایی حمید علیمی
کربلایی حسین عینی فرد ، کربلایی علی محبی

به مناسبت شهادت امام هادی(ع) هیئت عشاق المهدی قزوین مراسم دارد
سخنران:حجة الاسلام سید محی الدین قوامی
مداحان:کربلایی روح الله اصفهانی و کربلایی حسین عینی فرد
زمان: دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
آدرس : قزوین ، حسینیه امام زاده حسین قزوین


مکّه برم ، منا برم
اگه برم به کعبه من
همه بگن خدایی م
لقب حاجی نمیخوام
همیشه کربلایی م

باید دوباره دست دلم را عیان کنم
باید تمام قافیه ها را بیان کنم
در مدح تو تمام غزلها شکسته اند
اینجا قصیده ها به تماشا نشسته اند
آمد ندا که کوثر قرآن رسیده است
"شأن نزول سوره انسان رسیده است"*
آمد ندا: «فصل لربک پیمبرم»
بعد از دعا «فصل لربک پیمبرم»
این بیتها هوای تفأل گرفته است
شعرم دوباره حس تغزل گرفته است:
ای مطلع تمام غزلها کلام تو
ای بهترین قصاید عالم به نام تو
قرآن من! تو رمز کدامین سپیده ای
کی میرسد به گوش دلم، السلام تو
مرغ دلم پریده که ساکن شود شبی
بالای عرش، گوشه ای از پشت بام تو
گاهے بساط ِ ع ش ق خودش (!) جــور مے شود
.jpg)
من فقط رو به روے گنبد تو خم شده ام
کمرم غیر در خانه ے تو تا نشود
یا علــــــے مدد حیـــــــــــدر ...
.jpg)
سردرگم و غریبم در این شهر عجیب
عاشقت را دیوانه می خوانند . . .
ح س ی ن علیه السلام
.jpg)
.jpg)
دلم کمی سینه زنی حین جنون
در هر نفسش ناله ی
یا { ح س ی ن}
محتاج ست . . .!
.jpg)
یک وجب از هیئتت را
من به دوعالم نمیدهم . . .
ح س ی ن علیه السلام
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ فرصتی دست داد به قطعه شهدا بروم و بازهم سر قراری
عاشقانه با مردان بی ادعا حاضر شوم ، هروقت میروم دلم را می سپارم به آنها
تطهیرش می کنند و برمیگردم ... دلم اما همانجا می ماند .
ننه علی و پسرش
قطعه سرداران بی پلاک
شهید بهشتی
شهیدان رجایی و باهنر
شهید رستگار
شهیدان همت،باقری و...
شهید فهمیده
شاعر دلسوخته آغاسی
❤
رآستـــی شهــــدآ امـــروز کجـــآ هستند ؟!
مکـــــ✿ــــه ..؟
کـــ❤ـربلــــآ ..؟
مشهـــ✿ـد ..؟
مدینــ❤ــــه ..؟
و شـــآید فـــرآ تر از این هـــآ ..!
کنـــار مولــ❤ــا ˙·٠•●♥ حـــ ســــ یــــ نــــ .. ♥●•٠·
در فــــــردوس بــــرین..
❤
به مادرقول داده بود حتما برمی گرده ، وقتی مادر تن بی سر فرزندش رادید
لبخندتلخی زد و گفت : "پسرم سرش میرفت قولش نمیرفت."
❤
♥ بچــ ه ڪــ ه بودیــم...
یــ ه دقــیقــ ه میــرفتیــم خونــ ه دوستــمــوטּ...
بهمــوטּ میگفــتــטּ:...
☂ مــامــانت میدونــ ه اومــدےِ اینجــا؟؟؟
نگــراטּ نشــ ه؟؟!!
♥ حــالا تــو چــند ســالــ ه اینجــایےِ...
مــامــانت خبــر داره اومــدےِ اینجــا؟
♥ نگــرانت شــده هــا....
شــایــدم از نگــرانےِ... ♥
مراسم شهادت خانم ام البنین (س) درهیئت دیوانگان بیت العباس تهران
با مداحی : کربلایی حسین عینی فرد و کربلایی محسن داداشی
زمان : جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
ساعت : ۲۱
آدرس : تهران - شهرقدس - خیابان8متری شورا - پشت درمانگاه شهیدعشرتی - علامت پرچم

برای دیدن عکسهای روی آنها کلیک کنید
شهادت رسول خدا
شورای کثیف سقیفه
محل ضربت سیلی
محل پرپر شدن یاس مادر
آنان که مولا را دست بسته بردند
چاه خلوت گاه مولای تنها
مجلس وداع با فاطمیه هیئت بین الحرمین رفسنجان
سخنران : حجت الاسلام تیکدری
با نوای : کربلایی حسین عینی فرد
زمان : جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲
ساعت ۲۱
آدرس : رفسنجان ، خیابان امام خمینی ، مسجد امام علی علیه اسلام
مجلس پیشواز فاطمیه در اسفند ماه ۱۳۹۱ با نوای کربلایی حسین عینی فرد در مشهد
برای دانلود قسمتی از فیلم مجلس روی لینک زیر کلیک کنید
حـــســــابی بی قرارمو ، این دلم آروم نمیـــشه
مراسم سر خاک سه شنبه ساعت ۶ عصر ۳ اردیبهشت۱۳۹۲

دوستان آدرس مسجد عوض شده
قم - خیابان ارم - مسجد امام زین العابدین علیه السلام
ارباب حسين قبول کن :
صدها هزار ضربه شمشير و تير و سنگ
با ضـــرب دســت کوچه برابر نمي شود.
ديدم که ز دل خدا خدا مي کردي
شکوه ز جفا به مصطفي مي کردي
اي کاش شبي پس از دعاي همگان
از بهر شفاي خود دعا مي کردي...

سخت سر در گمم بگو چه کنم ؛ بين اين کوچه هاي حيراني....
منم و صد هزار درد دلم....
تويي و يک مزار پنهاني...
مراسم عزای فاطمیه محفل حیدریون بندرانزلی
سخنران 2 شب اول شیخ جواد عبدی
سخنران 3 شب آخر حاج آقا عابدین زاده
2شب آخر بانوای کربلایی حسین عینی فرد و کربلایی محسن داداشی
زمان : از شنبه 24 فروردین ۱۳۹۲
به مدت 5 شب
مکان : انزلی* کلیور* روبروی جهاد * حسینیه شهیداکبرعباسی غریب
.jpg)
با نهایت تاسف کربلایی قاسم بصیرمؤسس تکیه قائمیه زنجان به لقا الله پیوست.
مراسم تشییع جنازه فردا پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ساعت 10 صبح
از مقابل منزل آن مرحوم واقع در زنجان - خیابان صدر جهان
و مراسم شام غریبان فردا شب هم زمان با مراسم هفتگی
مجمع حیدریون زنجان درتکیه قائمیه برگزار میگردد.